ذوق سليم،سليقة لطيف،احساس خلاق،ادراك فعال،روح حساس،و عاطفة بارور را اگر به همراه زيبايي و زيباشناسي ذاتي در يك جمله خلاصه كنيم،جامع و مانعي ميشود از هنر غني و مجرد ايراني،اين تعريف شايد در نزد برخي از كارشناسان راه خلاف واقع وغلو را پيموده باشد اما در حقيقت اگر به خوبي مشاهده كنيم هر يك از اين عوامل و ابزارهاي معنوي و مادي را ميتوان در جزء جزء نقش و نگارهاي ريز و ظريف دكوراتيوي كه به منظور آذين و آرايش آثار هنري ايراني بكار رفتهاند در كالبدي جامع و فراگير مظاهر هنري، به خوبي و به وضوح نمايان است،مشاهده نمود.به واقع ادراك صحيح هنر خلاقة ايراني مستلزم تبيين همين مفاهيم مستتر در جوهر آثار خواهد بود. ذوق و خلاقيت هنري جوامع مختلف از سنن و آداب و بينشهاي فرهنگي و سوابق تاريخي و محيط طبيعي آن اقوام ريشه و الهام ميگيرد و غالباً اتفاق ميافتد كه يك قوم به جهت تبهر و مهارت جانانهاي كه در زمينة يك يا چند رشتة خاص از هنرهاي چندگانه(به ويژه هنرهاي سنتي، دكوراتيووتزئيني)تبلور و نمود يافته است،رقابت و برابري ديگر اقوام در آن زمينهها با ملت فوق الذكر كار ...